تحلیل داستان بزبز قندی...

آنچه در داستان بزبز قندی بیشتر از همه به چشم میخورد

و شک برانگیز است ، رفت آمد مادر بچه هاست به گونه ای

 که هیچ وقت در خانه نیست و گرگ نابکار از همین خلاء

 استفاده میکرد. Shukhi.Com

طی تحقیقات صورت گرفته کاشف بعمل آمده مراودات

 مشکوکی دیده شده که بز بز قندی به بهانه تهیه علف تازه

از خانه خارج میشود.اما به محض اینکه دو سه تا کوچه از

خانه دور میشود، تغییر ماهیت میدهد Shukhi.Com

و به سرعت گوشی خود را که به یکی از خطوط اعتباری

ایرانسل تجهیز شده در می آورد.

و به بی افش زنگ میزند ظرف ۵ دقیقه گوسفند فشنی

با یک عدد پژو پارس اسپرت به سراغش می آید و با هم

 میروند صفا Shukhi.ComShukhi.ComShukhi.ComShukhi.Com

 

پدر که سه شیفته کار میکند. مادر هم که میرود صفا بچه ها

 هم تنها در خانه میمانند .

کمترین خطری که تهدیدشان میکند گرگ پشت در است و

بیشترین خطر شبکه های ماهواره ایی که از تلویزیون خانه پخش میشودو آنها بدون نظارت مادر میبینند .....Shukhi.Com

اینگونه میشود که بچه شنگول از آب درمی آید

شنگول چرا شنگول است؟ مگر این روزها بدون آب شنگولی

 میتوان شنگول بود

شنگول را باید در ابتدا حد زد بعد به راه راست هدایت کرد

و بعد بدنبال ساقی محل رفت و آنرا نیز با چند ضربه شلاق

 به راه راست هدایت کرد Shukhi.ComShukhi.Com

تا دیگر به طفل های معصوم آب شنگولی نفروشد

منگول هم که بینوا مونگول است و هپلی

اما حبه انگور که به غایت چند صندوق انگور است اهل طرب

 است و زید بازی آخرین باری که گرگ به خانه بزبز قندی نفوذ

کرد با نازک کردن صدا ، خودش را جای جی اف حبه انگور جا

زده بود و وارد خانه شد...Shukhi.Com

 

خلاصه نرمال ترین شخصیت داستان همان گرگ است که

هدفی منطقی را در داستان دنبال میکند و گرنه کلیه شخصیت

 های داستان به نوعی دچار انحرافات اساسی می باشند...نیشخند

زهرهShukhi.Com

/ 9 نظر / 33 بازدید
Rain boy

امان از دست این بچه هایه این دوره و زمونه.... ببین چه خوب داستانه به این قشنگی و پر محتوا و پند اموز و ... رو تحریف میکنن. [نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

ghazaleh

slm asiiisaaam misi k mano link kardin manam hamin alan shomaro linkindam[چشمک][نیشخند][ماچ][قلب]

hm2c

سلام دوستان خوبم ظهرتان بخیر ممنون که اومدین همه مطالب رو خوندید عزیزانم[گل]

sahar

ایول بابا خیلی خفن بود[راک][راک][راک]

sahar

راستی چه شکلک های با مزه ای[نیشخند]خیلی نازن[قلب][قلب][قلب]

Rain boy

وقتی احساس ها رنگ می بازند... وقتی دیدارها زیر پای هر حادثه ای له می شوند بی آنکه جاودانگی را لمس کنند... وقتی لبخندهایت پشت انتظارهای طولانی جا خوش می کنند وقتی دوستت دارم هایت را با مداد سفید می نویسی که دیده نشوند وقتی اشک هایت زیر پلک هایت پنهان می ماند وقتی برای گفتن <این من هستم> هزاران نقاب داری دیگر برای ترساندن پرنده ها نیازی به مترسک نیست! ...آدم ها ترسناک ترند...

Rain boy

سلام دوست عزیز خواهشی دارم اگه ممکنه به خاطر حمایت از دکتر شریعتی و نویسندگان خیمه گاه به این ادرس برید و در قسمت نظرات از دکتر شریعتی و دوستدارانش در برابر توهین هایی که بهشون شده دفاع کنید اینم آدرس خیمه گاه: http://moasese.blogfa.com اینو یکی از دوستان برام گذاشته تا برایه شما دوستان عزیز بدم. تصمیم با خودتونه. من که رفتم.