نتیجه حسادت به گربه

مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه می کرد ناراحت بود.یک روز گربه را برد و چند طرف آنطرفتر ول کرد.ولی تا به خانه رسید،دید گربه زود تر از اون برگشته خونه،این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود.بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند از چندین پل و رودخانه و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دور افتاده ول کرد،آن شب مرد به خانه باز نگشت... آخر شب زنگ زد و به زنش گفت:اون گربه کله خر اونجا هست؟

زنش گفت:آره

مرد گفت:گوشی رو بده بهش،من گم شدم.خنده

نظر بدینا

زهرهلبخند

/ 1 نظر / 35 بازدید
حس نهان

[گل] عالی. امروز حسم یه جوریی شده بود. بهتر شدم با خوندن این