glamorous ★ミ ♥

به دلم می گویم...
نویسنده : zohre & marzieh - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤
 

به دلم می گویم:

شاید این شعر فروسوخته از شمع شبم

شاید این نامه که بر باد نوشتم بر دوست

برتن باد بماند و به دستش برسد نیمه شبی

شاید این درد مدام به سرانجام برسد نیمه شبی

شاید این رنج همیشه به سحر هم نرسد

و تن خونی و رنجور و پر از تاول من

ره خود یابد و از حادثه بیرون بشود نیمه شبی

شاید این خانه ی بی رونق رویاهایم

شاید این کلبه ی تاریک و خموش 

از سر معجزه ای آینه باران بشود نیمه شبی

به دلم می گویم:

مدتی است دعا می خوانم 

مدتی است نگاهم به تماشای خداست

مدتی است امیدم به خداوندی اوست

نغمه ی اشک مرا گوش خدا می شنود

شاید غفل دروغین که به بغضم زده ام

شاید این گریه فقانی بشود نیمه شبی

مرغ جانم هوس رنگ پریدن دارد

قفس جنس قناعت بر او ساخته ام

به دلم می گویم:

قفسم کم رمق است

شاید این رخمه بی پنجره در هم شکند نیمه شبی

شاید این عصر قفس گونه به پایان برسد نیمه شبی

به دلم می گویم! به دلم می گویم!

و دل می گوید:

همه این ها وعده است

همه این سخنانی است که من می دانم

از برای غم هر روزه ی من می گویی

پر از ای کاش و اگر, پر ناباوری اند

به دلم می گویم:

عازم یک سفرم

سفری دور به جایی نزدیک

سفری از خود من تا به خودم

شاید این بار سفر چاره ی کارم باشد

شاید وعده ی بیهوده به جایی برسد نیمه شبی

                                               "زنده یاد مجتبی کاشانی"متفکر

نظر بدینمنتظر

مرضیهمژه

 

 


 
 
 



SongText.in
song code